تبليغاتX
روشنفکری دینی

روشنفکری دینی

 در اروپا    وان کنینگسولد  ترجمه: حسن شاه‏بیگ

خصومت تاریخى میان قسمت‏هاى غربى و شرقى اروپا، در سنت‏هاى اجتماعى، سیاسى و فرهنگى متباین که حتى تا زمان حال ادامه یافته، منعکس یافته است. این تباین حتى در انقلابات و تغییرات تاریخى اسلام در جهان اروپایى نیز اثر گذاشته است. رشد و توسعه در یک قسمت از اروپا اغلب همراه با افول و تخریب در قسمت‏هاى دیگر بود. در طى اواخر قرون وسطى، قدرت‏هاى مسیحى غربى در حال فتح مجدد آخرین سرزمین‏هاى مسلمانان در اسپانیا و حوزه مدیترانه بودند. در طى قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم، آنها آخرین آثار اسلام در غرب را ریشه‏کن کردند. در این زمان، ترک‏ها خود را آماده فتح قسطنطنیه (۱۴۵۳) و پیشرفت‏به سمت مناطقى از اروپاى جنوب شرقى، دولت‏هاى جدید بالکان مى‏کردند. به هر حال با خلع سلاح امپراتورى عثمانى، تسلط قوانین کمونسیتى و احیاى مجدد ملى‏گرایى باعث اضمحلال اسلام اروپایى جنوب شرق گردید و بیشتر میراث و زیربناى قدیمى خود را از بین برد و اروپاى غربى درهاى خود را به روى جمعیت‏هایى از مهاجرین و پناهندگان مسلمان گشود. گروههاى عمده‏اى از مسلمانان در حال حاضر در تمام کشورهاى اروپاى غربى حضور دارند.

ادوار و گروهها در تاریخ اسلام اروپا

تاریخ پیش از عصر مدرن اسلام در اروپاى غربى، شامل دو قسمت مى‏شود. قسمت اول، از قرن هشتم تا پایان قرن پانزدهم در سرزمین‏هایى مى‏باشد که تحت‏سلطه مسلمانان بودند; جایى که اسلام یک موقعیت اکثریتى را دربرمى‏گرفت. جداى از اسپانیاى مسلمان، این موردى بود که نمود خود را در طى دوره‏هاى متعددى در چند جزیره حوزه مدیترانه و ناحیه‏هاى کوچکى که در جنوب فرانسه و جنوب ایتالیا واقع بودند، نشان مى‏داد. قسمت دوم، راجع به تاریخى از اسلام مى‏شود که در آن مسلمانان در اقلیت واقع شده‏اند و این قضیه از حدود قرن نهم شروع مى‏شود، وقتى که حکمرانان مسیحى، مخصوصا در شبه جزیره ایبریا (Peninsula Iberian) تصمیم گرفتند تا دیگر به اعدام اسرا مبادرت نورزند و در عوض، آنان را به عنوان برده فروخته و یا به استخدام خود در آوردند. از اواخر قرن یازدهم، پدیده اجتماعى برده‏هاى مسلمان در سرزمینهاى مسیحى بطور قابل توجهى رو به اهمیت نهاد، خصوصا در شبه جزیره ایبریا، ایتالیا، جنوب فرانسه، سیسیل و جزایر بالاریک (Balearic) . در این برهه از تاریخ، مسلمانان این مناطق تحت فشار مضاعف جامعه و کلیسا براى گرویدن آنها به مسیحیت و استحاله در جامعه خود بودند.

براى بعضى از پادشاهى‏هاى شبه جزیره ایبریا، دوره از قرن دوازدهم تا شانزدهم استثنایى در این زمینه مى‏باشد. وقتى که سرزمین‏هاى وسیعى از اسپانیاى مسلمان، توسط پادشاهان مسیحى دوباره فتح گردید، با وجود اعتراضات همیشگى کلیساى کاتولیک، آزادى و حمایت مذهبى به جمعیت‏هاى مسلمان محلى داده شد. اما بعد از سقوط گرانادا ( Granada) (1492)، این جمعیت‏ها به زور تعمید داده شدند و سرانجام در اوایل قرن هفدهم، با داغ و نشان “رافضیان علاج ناپذیرى” که بر آنها نام مى‏نهادند، عمدتا آنها را به آفریقاى شمالى مى‏راندند. با این حال، این کار باعث پایان‏یافتن پدیده بردگان مسلمان نگردید. حضور آنها در کشورهاى اروپایى اطراف حوزه مدیترانه، بدون هیچ‏گونه وقفه‏اى، تا قرن نوزدهم به ثبت رسیده است. فقط دوره روشنفکرى که به دنبال انقلاب فرانسه بوجود آمد، بیانیه آزادى مذهبى به عنوان حقى از حقوق جهانى بشر و لغو برده‏دارى، بوجود آورنده شرایط لازم براى عصر مدرن در اسلام اروپاى غربى بود.

در اواخر قرن بیستم، حدود ۱۸ میلیون مسلمان در اروپا با تقریب‏۹ میلیون در اروپاى غربى و۹ میلیون در اروپاى شرقى وجود دارند. علاوه براین، جمعیت‏هاى کوچکى از چندهزار نفر مسلمان در مجارستان و فنلاند زندگى مى‏کنند. مسلمانان مجارستان از نسل‏هاى تاتار و مهاجرین کریمه‏اى (Crimean) مى‏باشند که به ترتیب در قرون چهارده و پانزده و قرون هفده و هیجده به این کشور آمدند. جمعیت مسلمانان فنلاند شامل مردمى از ریشه ترک تاتار ( Turko-Tatar) از مناطق ایدل اورال (Idel Ural) و ولگا (Volga) مى‏باشند که عمدتا بعد از انقلاب کمونیستى‏۱۹۱۷ به این کشور آمدند.

تعداد زیادى از مسلمانان با ریشه اروپایى، عمدتا در میان جمعیت دولت‏هاى بالکان دیده مى‏شوند. آنان از نسل گروههاى مختلفى که در زمان حکمرانى عثمانى‏ها به دین اسلام مشرف شدند و همچنین از نسل گروههاى مسلمانى از لحاظ ریشه غیراروپایى، مخصوصا ترک‏ها مى‏باشند. در نظر تاریخ درازمدتى که داشته‏اند، شامل بسیارى از این گروهها از هر زمینه اجتماعى مى‏شوند که در میان آنها مى‏توان به نخبگان مذهبى، فکرى، هنرى و تجارى اشاره کرد. با این حال، در اروپاى غربى شاهد تنوع اجتماعى بسیار کمترى در اسلام هستیم. در اصل اسلام هنوز دین مهاجرین، با درصد بالایى از کارگران آموزش ندیده، تعداد کمى از بازرگانان و کارمندانى از طبقه پایینتر را شامل مى‏گردد و فاقد یک دین پرورش یافته و رهبرى معنوى است. عامل مهم دیگرى که در تعیین وضعیت اجتماعى – قضایى آنها نقش بازى مى‏کند، این حقیقت است که تعدادى از آنها هنوز هم ملیت دولت اروپاى غربى را که در آنجا زندگى مى‏کنند، بدست نیاورده‏اند. بنظر مى‏رسد که احتمالا فرآیند قبول تابعیت، چنددهه بیشتر طول مى‏کشد تا بطور کامل تکمیل گردد.

گروندگان به اسلام را مى‏توان در همه کشورهاى اروپاى غربى یافت، اما تعداد آنها بسیار کم است. برجسته‏ترین آن، از طریق ازدواج زنان با مسلمانان بوجود آمده که عملا یک نقش پیشروى در پایه‏ریزى سازمان‏هاى زنان مسلمان – که از همه گروههاى قومى مسلمان عضو مى‏پذیرد – دارا مى‏باشد. تعداد گروندگان مرد خیلى کمتر است، با این حال نقش مهمى در فرآیندهاى مذاکره و ارتباطات متقابل فرهنگى میان گروههاى مسلمان از یک طرف و دولت‏ها و جوامع اروپاى غربى از طرف دیگر بازى مى‏کنند. بعضى از آنها به عنوان محقق و نویسنده هم در غرب و هم در جهان اسلام معرفى شده‏اند. از میان آنها مى‏توان از روزنامه نگار اتریشى آقاى لئوپلدوایس، محمد اسد که قبل از جنگ جهانى دوم به دین اسلام مشرف شد و از فیلسوف فرانسوى آقاى روژه گارودى نام برد. اندلس اسپانیا تنها منطقه در اروپا مى‏باشد که در آن، گروندگان مرد به اسلام قابل توجه مى‏باشد و این منطقه تحت تاثیر نوع خاصى از منطقه‏گرایى قرار گرفته است. از این طریق، تنها منطقه‏اى در اروپا مى‏باشد که در آن مى‏توان تشرف به اسلام را به عنوان بازیافتى از هویتى که در طى چندین عصر تحت فشار بوده است، تجربه نمود. (بعضى از آفریقایى – آمریکایى‏ها در ایالات متحده به شیوه مشابهى ادعا مى‏کنند که بازگشت آنها به اسلام بازگشتى به دین اولیه آنها مى‏باشد.)

بقیه در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مرداد 1389ساعت 16:49  توسط .  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 21:48  توسط .  | 

v سؤال: آيا در رعايت حجاب اجبار وجود دارد؟
? جواب: قرآن مجيد ـ بعد از نشر فرهنگ دينى و اخلاقى به حد اقناع ديگران ـ مى فرمايد: «اكراهى در دين نيست» به اين معنى كه در معتقدات، انسان آزاد است، ولى در رفتار و عمل هم عقل و هم عرف اجتماعى دنياى امروز مى گويد كه بايد عادات و اعراف اجتماعى يك جامعه را محترم شمرد و خلاف آن را انجام نداد و حرمت شكنى را اجازه نمى دهند، بله دين مبين اسلام در رفتار با مرتكبين خلاف، فرموده بايد مراتب امر به معروف و نهى از منكر مراعات شود.

 

سؤال: آيا مرد مى تواند حجاب را به همسر و فرزندان خود تحميل كند؟
? جواب: در اسلام تحميل نيست. بلكه بيان احكام و قناعت پيدا كردن به حكم است. و اگر زوج بتواند زيبائى حكم خداى متعال را نسبت به حجاب به همسر و فرزندان خود برساند، و آنكه خداى متعال زن را به وسيله حجاب شخصيت و كرامت بخشيده است. هرگز آنان نزديک به بد حجابى يا بى حجابى نمى شوند. زيرا انسان طالب شخصيت و كرامت بوده و از بى شخصيتى و بى حرمتى گريزان مى باشد. البته بايد نصيحت را هميشه با زبان خوش و سخنان منطقى، آرام و ملايم انجام داده و خستگى به خود راه ندهد.

http://www.shirazi.ir/estefta/s-shirazi/vajebat/letter1.htm

+ نوشته شده در  شنبه هشتم خرداد 1389ساعت 22:17  توسط .  | 

صبر، در لغت به معنای حبس، خودداری و شکیبایی در مقابل امور به کار می رود و در اصطلاح، نگاهداشت خویش از بی تابی، گلایه، شِکوه و شکایت است. در فرهنگ اسلامی و قرآنی، صبر عبارت است از خویشتن داری و کنترل خود نسبت به چیزی که شرع و عقل از آن بازمی دارد. البته برپایه اختلاف موارد، نام این حالت فرق می کند. برای مثال، اگر خویشتن داری در برابر مصیبت ها باشد، آن را صبر می گویند که ضد آن جَزَع است؛ اگر در جنگ باشد، شجاعت نامیده می شود که در مقابل آن جُبن است؛ اگر در پیش آمدها شکیبایی ضرورت یابد، آن را سعه صدر می گویند؛ اگر در امساک از سخن گفتن باشد، آن را کتمان می نامند؛ و اگر در امساک و بازداشتن نفس از زیاده خواهی مال باشد، آن را عفت و قناعت نام می نهند.
ارزش و اهمیّت صبر

صبر،یکی از واژه های کلیدیِ قرآن است که حدود هفتاد بار به صورت های مختلف در آن به کار رفته است. این واژه، به یکی از اصول مهم اخلاقی و صفات برجسته و ضروری انسانی دلالت دارد که زمینه ساز آراستگی آدمی به فضیلت های بسیار می شود. در قرآن کریم، منشأ بسیاری از خوبی ها صبر معرفی گردیده و پاداشی که برای آن ذکر شده، بی حساب است. خداوند، به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دستور شکیبایی می دهد، حضرت ایّوب را به دلیل صبر و شکیبایی می ستاید و آن را ملاک رهبری ذکر می کند. در سخنان اهل بیت علیهم السلام هم بارها به جایگاه و اهمیّت فوق العاده صبر تصریح شده است؛ از جمله امام صادق علیه السلام می فرماید: «نسبت صبر به ایمان، همانند نسبت سر به بدن است؛ همان گونه که اگر سر از بدن جدا شود، بدن می میرد، وقتی شکیبایی از ایمان جدا گردد، ایمان از میان می رود». نیز امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام فرموده است: «شکیبایی، بهترین زینت ایمان و شریف ترین اخلاق انسان است».
نقش صبر در زندگی

انسان برای اینکه در استفاده از امور خوشایند، دچار افراط و زیاده روی نشود و از طرف دیگر، از آثار بد امور ناخوشایند درامان بماند، باید به صفت صبر و شکیبایی آراسته شود. صبر و بردباری، انسان را از تعدّی و تجاوز از حدود در هنگام برخورداری از ثروت، مقام و... باز می دارد و از طرف دیگر، در هنگام بروز ناملایمات و پدید آمدن فقر و تنگ دستی و وقوع بلاها و سختی ها و کمبودها، آراستگی به صبر، مانع خارج شدن آدمی از مسیر حقّ و آلوده شدن به گناه یأس و ناامیدی و... می گردد. قرآن خود تصریح دارد که چه بسا انسان به هنگام تکیه زدن بر مسند قدرت و برخورداری از ثروت و...، گرفتار طغیان، تفاخر و دل بستگی بیش از حد به مال و مقام می شود که برای نجات از این خطرها، پیوسته به صبر و شکیبایی نیازمند است. از این رو، امام صادق علیه السلام در اشاره به راه درست برخورد با همه ناملایمات می فرماید: «تقوای خدا را پیشه سازید و صابر باشید؛ زیرا کسی که صبر نکند، بی تابی او را به هلاکت می رساند».
مردم و صبر در برابر ناملایمات

مردم در برخورد با مشکلات و مصیبت ها، به چنددسته تقسیم می شوند: بعضی آن چنان بی تاب و کم تحمّل اند که به شِکوه و اعتراض می پردازند. قرآن در اشاره به این افراد می فرماید: «هنگامی که با بدی و ناملایمتی رو به رو شوند، بی تابی می کنند». گروهی هم هنگام مواجه شدن با مصیبت ها، شکیبایی در پیش می گیرند. قرآن با اشاره به این افراد می فرماید: «هر گاه مصیبتی به ایشان می رسد، می گویند: ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم. این گروه از مردم کسانی هستند که به سبب در پیش گرفتن صبر و شکیبایی، مشمول رحمت و هدایت خداوند متعال خواهند شد». عدّه ای افزون بر صبر و پایداری در برابر سختی، شکر خدا به جای می آورند و دسته ای بالاتر از همه، چون از مراتب یقین بالاتری برخوردارند، خود به سوی سختی ها می شتابند.
عامل صبر در انسان

به رغم مشکل بودن صبر و تحمّل در برابر ناملایمات،در تمام دوره های تاریخ، به انسان های بسیار شکیبا و با استقامتی برمی خوریم که حوادث تلخ بزرگ هم، اراده شان را متزلزل نساخته است. این افراد، به چند دلیل راه صبر پیش می گیرند: 1. قوّت نفس و اطمینان خاطر که تا حدودی امری طبیعی است و در افراد مختلف فرق می کند، امّا قابل تقویّت و تربیت می باشد؛ 2. امید رسیدن به درجات معنوی و توقع ثواب و عنایت الهی. 3. تسلیم در برابر خواسته های الهی و دل در گرو مهر یار نهادن. قرآن کریم در توصیف این افراد می فرماید: «صابران را نویده ده؛ همانان که چون مصیبتی به آنها را رسد گویند ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم».
تشویق و ترغیب به صبر و بردباری

در آیات فراوانی مردم به صبر و پایداری فراخوانده شده اند. از جمله در آیه ای می خوانیم: «از خدا و رسول او فرمان برید و با هم کشمکش مکنید که سست می شوید و شکوه و اقتدارتان از بین می رود. صبر کنید که خداوند صابران را دوست دارد» و در آیه ای دیگر آمده است «ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر کنید و ایستادگی بورزید و مرزها را نگهبانی کنید و از خداوند پروا نمایید، امید است که رستگار شوید». در این آیه، افزون بر ترغیب و فرمان به صبر، به برخی از موارد صبر و فایده آن نیز اشاره شده است.

در مجموعه روایات و آیات، برای صبر مصادیق و زمینه های فراوانی چون: استقامت و پایداری در جهاد با دشمنان و وفاداری به عهد و پیمان، استقامت در برابر فقر و تنگ دستی، پایداری در برابر بیماری ها، شکیبایی در مصیبت ها و در راه عبادت و اطاعت از خدا، استقامت در تبلیغ و ارشاد مردم، صبر در تهذیب و تزکیه نفس، پایداری در دانش اندوزی، شکیبایی در پاک دامنی، استقامت در حفظ ایمان و عقیده و... بیان شده است.
صبر، عامل مهم پیروزی

آموزه های دینی، مهم ترین عامل پیروزی در عرصه های گوناگون زندگی را، صبر و ایستادگی معرفی می کند. حتی در شرایط سخت آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که مشرکان به شیوه های گوناگون، گروه کوچک یاران رسول اکرم صلی الله علیه و آله را مورد تهدید قرار می دادند و از راه تهیه نیروهای نظامی فراوان، در صدد برمی آمدند تا از پیشرفت آیین اسلام جلوگیری کنند، قرآن به رغم تعداد کم پیروان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به آنها دستور پایداری و مقاومت می دهد و بر این نکته بسیار مهم تأکید می نماید که هرگز از کمیِ امکانات و تعداد نیروهای رزمنده در جریان دفاع از کیان اسلام و جنگ با مشرکان نهراسید؛ چرا که در سایه عنایت خداوند متعال، چه بسا که نیروهای بسیار اندک مؤمنان، بر لشکریان فراوان دشمن پیروز می شود و در جایی به صورت کلی می فرماید: «چه بسیار شد که گروهی اندک بر گروه بسیار به اذن پروردگار پیروز شدند؛ خداوند با شکیبایان است».
انگیزه صبر

قرآن به صراحت بر این نکته تأکید می ورزد که صبری مورد ستایش خداوند است که انگیزه اش فقط جلب رضایت و خشنودی خداوند متعال باشد، نه اینکه شخص بخواهد به وسیله آن، کسب شهرت کند یا با صبر و تحمّل سختی ها و شکنجه ها، در نظر دیگران به صورت قهرمان درآید. در آیه ای می خوانیم: «صبرت را فقط برای پروردگارت قرار بده، نه برای احدی غیر از او». باز قرآن در تبیین اوصاف خردمندانِ واقعی می فرماید: «خداوند از این انسان ها فقط به خاطر صبر کردن تجلیل نمی کند، بلکه بزرگ داشت خداوند، بدان جهت است که شکیبایی آنان برای پروردگارشان بوده است».
صبر برای عبادت

انجام دستورات دینی، نیازمند غلبه بر راحت طلبی و تحمل دشواری های آن است. امیرمؤمنان علی علیه السلام در تفسیر آیه «کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است، سپس استقامت ورزیدند»، می فرماید:«شما گفتید پروردگار ما اللّه است، پس اکنون بر این گفته خود پای مردی کرده، بر انجام دستورهای کتاب او، و در راهی که شما را به آن فرمان داده است، در طریق پرستش شایسته او استقامت به خرج دهید. پس از دایره فرمان های او خارج نشوید، در دین و آیین پیامبر او بدعت ایجاد نکنید و هرگز با آن به مخالفت برنخیزید». پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هم در اشاره به این آیه، به صورت هشدار می فرماید: «گروهی این سخن را گفتند، سپس بیشتر آنها کافر شدند، اما کسانی که این سخن را بگویند و همچنان به آن تداوم دهند، تا هنگام مرگشان فرا رسد، استقامت کنندگان واقعی به شمار می آیند».
صبر بر مصیبت

بر اساس اعتقاد اسلامی، پاداش بزرگ با تحمّل بلاهای بزرگ نصیب انسان می شود. هنگامی که خداوند مردمی را دوست بدارد، ایشان را مبتلا می سازد و اگر در مقابل این ابتلا صبور باشند، خدا از او راضی می شود. گذشته از اینها، بنابر فرموده امام صادق علیه السلام برای بنده نزد خداوند درجاتی از کمال است که چه بسا باعمل نیک به آنها نرسد. در این هنگام، خداوند او را به نوعی گرفتاری مبتلا می سازد که اگر بر آن صبر کند، خداوند او را به بالاترین مرتبه کمال می رساند. نیز خداوند در قرآن کریم چه زیبا می فرماید: «بدون تردید به کسانی که صبر پیشه ساخته اند، به گونه ای بهتر از آنچه عمل کردند، پاداش خواهیم داد».
صبر در برابر گناه

ارزشمندترین نوع شکیبایی ها، شکیبایی در برابر گناهان است؛ چرا که این امر در دست یابی به سعادت واقعی و کمال انسانی از دیگر انواع صبر مؤثرتر می باشد. چه بسیار انسان ها که با ترک یک گناه بزرگ، یک شبه ره صد ساله سلوک را پیموده اند. علی علیه السلام در ضمن اشاره به اقسام صبر و فضیلت آن در برابر گناهان، می فرماید: «شکیبایی دوگونه است: شکیبایی در برابر مصیبت که نیکو و زیباست، و بهتر از آنْ شکیبایی در برابر کارهایی است که خدا بر تو حرام کرده است». با توجه به این مسئله، در قرآن کریم، آنجا که زمینه گناه در برابر اولیای الهی فراهم می گردد، استقامت های شگفت انگیزی از ایشان به معرض دید گذاشته می شود. در جریان یوسف و زلیخا، وقتی درخواست گناهی از حضرت یوسف مطرح می شود، وی با قاطعیت آن را ردّ می کند و وقتی به زندان تهدید می شود، می فرماید: «پروردگار مرا رنج زندان، خوش تر از قبول این خواسته و گناه است».
صبر در برابر نعمت ها

به تصریح قرآن، اگر انسان در هنگام دست یابی به امکانات دنیوی، نتواند خود را نگه دارد، چه بسا دچار طغیان و سرکشی خواهد شد. از این رو، خداوند متعال به صورت های مختلف، به مؤمنان هشدار می دهد که مبادا اموال و اولاد، شما را از یاد خدا مشغول و غافل سازد. معنای صبر بر نعمت ها، این است که انسان، به آنها مطمئن نشود و بداند که همه نعمت ها در نزد او امانت هستند و به زودی از او گرفته خواهند شد. پس هم اکنون که آنها در اختیار او قرار گرفته اند، نخست وظایف خود را در قبال آنها به درستی انجام دهد و آنها را در راه هایی که خداوند دستور داده است خرج کند؛ و سپس به واسطه برخورداری اش از آنها، به دیگران فخرفروشی نکند؛ و سوم اینکه در هنگام بخشش از آنها به دیگران، منتی بر آنان نگذارد.
صبر ناپسند

بر اساس آموزه های آسمانی اسلام، صبر وقتی خوب است که الهی و بر پایه طریق صواب و اسلام و قرآن و متابعت رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد؛ وگرنه، صبر ناصواب یا صبر بر دنیاپرستی، ارزش و ارجی ندارد. در قرآن می خوانیم که وقتی کافران با همدیگر سخن می گفتند، درباره پافشاری غلط خود بر عقاید باطلشان به یکدیگر فخر می فروختند و بر آن افتخار می کردند و از قبول رسالت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله سرباز می زدند و می گفتند: «آیا این همان کسی است که خدا او را به رسالت برگزیده است؟ اگر ما بر خدایان و یا بت هایی که داریم صبر نمی کردیم، نزدیک بود که ما تحت تأثیر حرف های این مرد، از پرستش خدایانمان دست برداریم».
رسول صبر و پایداری

خداوند متعال به شیوه های مختلف، بارها رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به صبر و شکیبایی فرا می خواند و در قرآن، حدود هیجده بار با کلمه اِصْبِرْ که فرمان به شکیبایی است، پیامبر را به صبر دعوت می نماید و حتی دو مرتبه نیز، این فرمان به صورت «اصطبر» آمده که مؤکّدتر از «اصبر» است. ازشمار مواردی که به پیامبر صلی الله علیه و آله توصیه صبر شده، می خوانیم: «و از آنچه به تو وحی می شود، پیروی کن و صبر کن تا خداوند داوری کند که او بهترین داوری کنندگان است». در جای دیگر، به آن حضرت دستور داده می شود که هم خودت آن چنانکه مأمور هستی استقامت پیشه کن، و هم یارانت که دست از کفر و جاهلیت برداشته و روی به اسلام آورده اند، صبور باشند؛ مبادا طغیان کنید که خداوند به جزئیات رفتار و کردار شما بیناست».
استقامت کم نظیر رسول خدا صلی الله علیه و آله

در قرآن کریم، بارها با تعابیر مختلف، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور استقامت داده شده است؛ از جمله در آیه ای آمده است: «[ای پیامبر،] همان گونه که پیامبران نستوه [اولوالعزم] صبر کردند، تو نیز صبور و با استقامت باش». نیز در آیه دیگری می فرماید:«[ای پیامبر،] مردم را به راه خدا فراخوان و پایداری کن، همانگونه که مأمور شدی و پیروی از هواها و خواسته هایِ ایشان (مشرکان) مکن و بگو ایمان دارم به آنچه خداوند فرو فرستاده است». براساس اسناد تاریخی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در صبر و استقامت هم مانند سایر فضایل اسوه همگان به شمار می آمدند. به قول امام صادق علیه السلام ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در عبادت مکلف به اموری بودند که هیچ یک از بندگان، پیش از آن حضرت به چنین تکلیفی مکلف نشده بود. پیامبر خدا هم آنقدر دراین باره اهتمام داشت که آیه نازل شد: «ما قرآن را بر تو نفرستادیم که در عبادت به سختی بیفتی».
قهرمانان قرآنی صبر

یکی از شیوه های قرآن برای بیان ارزش و اهمیّت صبر، این است که از راه بیان سرگذشت مردان بزرگِ عرصه صبر و بردباری، که هر کدام در زمینه ویژه ای الگو و اسوه بزرگ به شمار می آمدند، مردم را هر چه بیشتر با حقیقت صبر آشنا سازد. حضرت ایوب، مشهورترین قهرمان صبر در تاریخ بشر است که همه جا نامش با صبر همراه می گردد تا آنجا که خداوند در قرآن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را مورد خطاب قرار می دهد و درباره او چنین می فرماید: «بنده ما ایّوب را به یاد بیاور،... ما او را شکیبا یافتیم». آیات متعدد دیگری نیز به توصیف صحنه های شکیبایی پیامبرانی چون حضرت یعقوب علیه السلام ، حضرت یوسف علیه السلام ، حضرت اسماعیل علیه السلام و پیامبران اولوالعَزم می پردازند و سپس خداوند به رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «تو ای پیامبر ما، صبر و شکیبایی کن، همان گونه پیامبران اولوالعزم پایداری را پیشه خود ساختند».
آفات صبر

همان گونه که همه ارزش اخلاقی و صفات انسانی آفت های خاصّی دارند، صبر نیز آفات مخصوص به خود را دارد که بی توجهی به آنها، آدمی را دچار مشکل و گرفتاری ها می کند. از شمار آفت های صبرکه در قرآن بیان شده، شتاب زدگی است. به تعبیر قرآن، انسانْ طبیعتا شتاب زده است؛ چون خواسته اش برآورده نشود، جام صبرش لبریز می گردد و در نتیجه، کاری را انجام می دهد که چندان مفید نیست.

آفت دیگرصبر، خشم است. انسان خشمناک، شکیبایی را از دست می دهد. حضرت یونس علیه السلام چون در مقام هدایت مردم صبرش را از دست داد، دچار ظلمات دریا و شکم ماهی گردید.

دلتنگی، افسردگی و نا امیدی نیز از دیگر آفت های صبر است. انسان وقتی امید خود را از دست داد، نمی تواند ایستادگی کند و در نتیجه، در برابر پیشامدها زود تسلیم می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:54  توسط .  | 

آفرینش انسان از مولکول DNA

خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ ﴿۳۷﴾ (انبیا 37)

«انـسان از چيز عَـجَـل واری آفريده شده است. آيات خود را "در آينده" به شما نشان خواهم داد. بنابـر ايـن بيتابی نکنيد».

خداوند در این آیه به DNA اشاره می کند که از نظر دانشمندان نقطه ی آغاط آفرینش است و صفات را از یک نسل به نسل دیگر منتقل می کند.

مولکول DNA مولکول نردبانی شکل خمیده است که در قرآن به شکل عجل وار از آن یاد شده است.

در قسمت دوم آیه اشاره می شود که

آيات خود را "در آينده" به شما نشان خواهم داد.

نکته ی بسیار جالب این است که خداوند در این آیه اشاره می کند که در آینده(با کشف میکروسکوپ)انسان به این نشانه پی خواهد برد.

شباهت جنین انسان با سایر جانوران (مومنون 12-14)

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿۱۴﴾

آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را استخوانهايى ساختيم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانيديم آنگاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است (۱۴)

 

خداوند در این آیه اشاره می کند که جنین انسان به سایر موودات شباهت دارد و سپس تغیراتی در آن پدید می آید و آن را به انسان مبدل می سازد.

شباهت جنین انسان به  زالو!(مومنون 14)

 

 

آنگاه نطفه را به صورت علقه درآورديم پس آن علقه را [به صورت] مضغه گردانيديم و آنگاه مضغه را استخوانهايى ساختيم بعد استخوانها را با گوشتى پوشانيديم آنگاه [جنين را در] آفرينشى ديگر پديد آورديم آفرين باد بر خدا كه بهترين آفرينندگان است (۱۴)

 

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ ﴿۱۴﴾

توضیح در عربی علق به معنای خون بسته و زالو است که در هر دو حالت لز لحاظ علمی صدق می کند

 

تـرکـيـب نـطـفـه زن و مـرد

إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا ﴿۲﴾

ما انسان را از نطفه مختلطى آفريديم و او را مى‏آزماييم بدين جهت او را شنوا و بينا قرار داديم (۲) (انسان 2)

 

 

وجود جنس ماده و نر در نطفه ی نر

ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى ﴿۳۸﴾

سپس بصورت خون‏بسته در آمد و خداوند او را آفريد و موزون ساخت (۳۸)

فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى ﴿۳۹﴾

و از او دو زوج مرد و زن آفريد (۳۹)

(سوره قیامت آیه ی 38 و 39)

همانطور که می دانید کروموزوم زن شامل xx و کروموزوم مرد شامل xy است و فردی که y را داشته باشد مرد و کسی که هر دو xx را داشته باشد زن است و نطفه ی مرد شامل xy است که هم شامل نطفه ی زن و هم شامل نطفه ی مرد است!

ساختار نطفه ی مرد و زن در قرن 19 و 20 کشف شد در حالی که قرآن 1400 سال پیش از این موضوع خبر داده است!

اشاره قرآن به پرده های جنینی

خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ﴿۶﴾

شما را از نفسى واحد آفريد سپس جفتش را از آن قرار داد و براى شما از دامها هشت قسم پديد آورد شما را در شكمهاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى [ديگر] در تاريكيهاى سه گانه [م شيمه و رحم و شكم] خلق كرد اين است‏خدا پروردگار شما فرمانروايى [و حكومت مطلق] از آن اوست‏خدايى جز او نيست پس چگونه [و كجا از حق] برگردانيده مى‏شويد (۶) (الزمر 6)

همانطور که می دانید پرده های جنینی شامل سه لایه ی داخلی میانی و خارجی که در پزشکی به نامهای( اکتودرم مزودرم و آندودرم) است

اشاره قرآن به پس گرفته شدن برخی از مواد توسط جنین(از جفت)

اللّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَيْءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ ﴿۸﴾

خدا مى‏داند آنچه را كه هر ماده‏اى [در رحم] بار مى‏گيرد و [نيز] آنچه را كه رحمها مى‏كاهند و آنچه را مى‏افزايند و هر چيزى نزد او اندازه‏اى دارد (۸)

همانطور که می دانید جنین در دوران بارداری از طریق لوله ای به نام جفت موادی را از مادر می گیرد و مواد زاید را دفع می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 1:0  توسط .  | 

تو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی

 


حسینعلى منتظرى در سال 1301 خورشیدى (1340 هجرى قمرى -‏ ‏1922 میلادى ) در شهر نجف آباد - 24 کیلومترى غرب اصفهان - در‏ ‏خانواده اى زحمتکش به دنیا آمد.
‏ ‏پدر ایشان مرحوم حاج على کشاورز ساده اى بود که در کنار کار‏ ‏روزانه اش با کتاب و کتابخانه دمساز، و معلم اخلاق و مدرس قرآن بود;‏ ‏و با این دو توشه پر ارج سالهاى پایانى عمر شریف خود را به رغم‏ ‏سختى روزگار با منبر و محراب گذراند، و تا سال 1368 خورشیدى که‏ ‏روى در نقاب خاک برکشید لحظه اى از آموختن و آموزش باز نایستاد.
‏ ‏مادر ایشان بانویى متقى و پرهیزگار بود که در تربیت و رشد دینى او‏ ‏سعى وافر داشت ، تا آنجا که در دوران شیرخوارگى همواره تلاش‏ ‏مى‎کرد با وضو به فرزند خود شیر دهد، و در دوران کودکى او را همراه‏ ‏خود به مجالس آموزش قرآن و سخنرانى مى‎برده تا از این طریق روحیه ‏ ‏مذهبى فرزند خود را آماده تر و افزون تر سازد. او در سال 1349‏ ‏خورشیدى اندکى پس از آزادى فرزندش از زندان شاهنشاهى دارفانى‏ ‏را وداع گفت ; رحمة الله علیهما.
‏ ‏آیت الله منتظرى از هفت سالگى آموختن را با ادبیات فارسى و‏ ‏سپس صرف و نحو عربى آغاز کرد، و در سن 12 سالگى با ورود به‏ ‏حوزه علمیه اصفهان مسیر خویش را به سوى پیشرفت علمى انتخاب‏ ‏کرد. او هفت سال در اصفهان با تلاشى تحسین انگیز بسیارى از کتابهاى‏ ‏فقهى ، ادبى و فلسفى را به تنهایى یا نزد اساتید بزرگى چون حاج آقا‏ ‏رحیم ارباب و حاج شیخ محمدحسن عالم نجف آبادى خواند، و در‏ ‏جوانى آموزگار بنام آن علوم گردید.
‏ ‏در سن 19 سالگى در حالى که به دلیل جهد وافر در فراگیرى علم و‏ ‏دانش فردى سرآمد گشته بود، اصفهان را به قصد ادامه تحصیل در قم‏ ‏ترک نمود.
آیت الله العظمى حاج شیخ حسینعلى منتظرى ، اندیشمند و متفکر‏ ‏بزرگ اسلامى است که به دلیل نقش موثرش در انقلاب اسلامى ایران و‏ ‏موضع گیریهاى علمى و سیاسى قابل توجهى که در نیم قرن اخیر داشته‏ ‏است ، در ردیف مهمترین شخصیت هاى علمى و انقلابى جهان معاصر‏ ‏قرار دارد.
‏ ‏این روحانى آزاده که جمع کثیرى از شیعیان ایران و جهان در احکام‏ ‏اسلام از او تقلید مى‎کنند، بیش از سایر مراجع تقلید در معرض قضاوت‏ ‏عمومى قرار دارد.
‏ ‏کسى که در مهمترین حادثه ایران معاصر، یعنى تأسیس‏ ‏جمهورى اسلامى ، دومین شخصیت محسوب مى‎شود، امروزه مورد‏ ‏بى مهرى مقامات این جمهورى قرار گرفته است . وى به دستور‏ ‏شاگردان ناسپاس خویش به جرم نصیحت و خیرخواهى بیش از‏ ‏پنج سال در منزل مسکونى اش زندانى بوده و در شانزده سال اخیر‏ ‏بیشترین محدودیت ها نسبت به او اعمال شده است .
...
پس از وفات آیت‏الله بهجت در بهار 1388، آیت‏الله منتظری در کنار آیت‏الله سیستانی و آیت‏الله وحید خراسانی، تبدیل به یکی از سه فقیه بزرگ عالم تشیع گشت.
Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم دی 1388ساعت 17:0  توسط .  | 

خداوند در آیه 21 سوره «روم» و آیاتی نظیر آن دستیابی به آرامش روحی و روانی خانواده‌ها را در ارتباط مستقیم با سلامت جنسی زوجین معرفی می‌كند.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین «محمد توانایی» استاد معارف دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران‌شمال در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایكنا)، با اعلام این مطلب گفت: مهارت‌های زندگی در حال حاضر شامل 9 مؤلفه همچون ارتباط مؤثر، خودباوری، همدلی، انتقادپذیری، مدیریت هیجان، كنترل خشم و ... می‌شود و آموزش مسائل جنسی به خودی خود مهارت‌های زندگی محسوب نمی‌شود اما نمی‌توان منكر نقش آن در سایر مهارت‌ها شد؛ به‌عنوان مثال فردی كه رابطه جنسی سالمی با همسر خود ندارد معمولاً كلافه است و قادر به كنترل خشم و ارتباط مؤثر با سایران نیست.


 

وی در پاسخ به پرسش خبرنگار ایكنا مبنی بر دیدگاه اسلام درباره سلامت جنسی و این حق زوجین نسبت به یكدیگر، با اشاره به آیه 21 سوره مباركه «روم» كه می‌فرماید «وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‏هاى او اینكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید و میانتان دوستى و رحمت نهاد آرى در این [نعمت] براى مردمى كه مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است» افزود: با اندكی تأمل در این آیه و آیات مشابه به این نتیجه می‌رسیم كه دستیابی به آرامش روحی و روانی زوجین رابطه مستقیمی با سلامت جنسی زن و شوهر دارد.


 

توانایی با تأكید بر اینكه مسائل جنسی و مدیریت آن به‌طور كلی در قرآن مطرح شده است و موارد بسیار اندكی وجود دارد كه خود این موضوع مورد بحث قرار گیرد، تصریح كرد: اخلاق جنسی افراد در قرآن به‌صورت مدیریت اعضای بدن مطرح شده است و در اشارات قرآنی «عفت» نامیده شده است كه بخشی از این مدیریت در سوره مباركه «نور» و در آیاتی همچون آیه 30 و 31 این سوره خطاب به زنان و مردان مؤمن اشاره شده است.

 

طرح مسائل جنسی در نظام آموزشی از دیگر موارد طرح‌شده در این گفت‌و‌گو بود كه استاد معارف دانشگاه آزاد اسلامی با اعلام موافقت با این مطلب اظهار كرد: البته این اقدام در چند سال اخیر و در قالب واحدی به نام «تنظیم خانواده» به دانشجویان آموزش داده می‌شود كه به عقیده من تأثیر مطلوبی نیز بر سطح اطلاعات آنان دارد.

 

 ضرورت توجه به سلامت جنسی در دانشجویان 
توجه به سلامت جنسی در كارگاه‌های قبل از ازدواج دانشجویان مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و به عقیده من كاهش آمار طلاق میان زوج‌های دانشجویی به دلیل حضور در این كارگاه‌های آموزشی است

 


وی با اشاره به اینكه این موضوع در جشن‌های ازدواج دانشجویی نیز مورد توجه است، گفت: توجه به سلامت جنسی در كارگاه‌های قبل از ازدواج دانشجویان مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد و به عقیده من كاهش آمار طلاق میان زوج‌های دانشجویی به دلیل حضور در این كارگاه‌های آموزشی است.

 

این كارشناس دینی در ادامه به ضرورت طرح مسائل جنسی در مقطع پیش از دانشگاه پرداخت و افزود: مقدمات این مفاهیم باید در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نیز به‌وسیله مربیان پرورشی به دانش‌آموزان منتقل شود البته طرح این موضوع در كلاس‌های درس مهارت خاصی می‌خواهد كه به نظر من لازمه دستیابی به این مهم این است كه ابتدا خود معلمان و سایر كادرهای آموزشی دوره‌ها و كارگاه‌هایی را درباره نحوه بیان و آموزش مسائل جنسی بگذرانند.

 

توانایی در پاسخ به پرسشی مبنی بر بهترین مقطع آموزشی برای طرح مسائل جنسی تصریح كرد: این مقطع با توجه به جنسیت متفاوت است كه به عقیده من مقدمات این موضوع در دختران باید همزمان با پایان مقطع ابتدایی و برای پسران نیز در پایان دوره راهنمایی و با لحاظ حساسیت‌های جنسی مورد توجه باشد.

 

   


 

بهترین شیوه آموزش مسائل جنسی پرسش دیگر خبرنگار ایكنا از این استاد دانشگاه بود كه وی با اشاره به روش قرآن در طرح این مفاهیم اظهار كرد: مسائل جنسی در كلام الهی با پرده‌پوشی مطرح می‌شود و بیشتر دستورات قرآن در این زمینه با نوعی حجاب و در قالب خودداری از نگاه به نامحرم و پرهیز از استفاده از جذابیت‌های جنسی به مؤمنان سفارش شده است.

 

به گفته وی این موضوع باید در مشاوره‌های انفرادی كه ویژه خانواده‌های بحران‌زده انجام می‌شود، با صراحت مطرح شود تا راهكار مناسب با این معضل نیز توسط افراد ذی‌صلاح اتخاذ شود.

 

عوارض غفلت از تربیت جنسی و آموزش سلامت جنسی از دیگر مباحث طرح‌شده در این گفت‌و‌گو بود كه توانایی در پاسخ به آن اظهار كرد: سوء‌استفاده جنسی از جمله موضوعاتی است كه در همه جوامع مشكلاتی را برای افراد و خانواده‌ها فراهم كرده است لذا بی‌توجهی به این موضوع علاوه بر اینكه كیان خانواده را به مخاطره می‌اندازد امنیت كودكان را نیز تهدید می‌كند كه در بسیاری از مواقع نیز لطمه‌های روحی و روانی آن به كودكان غیرقابل جبران است.

 

وی در پاسخ به پرسش پایانی خبرنگار ایكنا مبنی بر دخالت دولت در اثربخشی این مقوله گفت: سلامت جنسی از جمله موضوعات مورد توجه در كتاب و سنت است لذا توجه به آن باید در برنامه‌های دولت لحاظ شود مثلاً با تأسیس نهادی زیر نظر بهزیستی به ساماندهی این امر بپردازد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 15:39  توسط .  | 

امیر مؤمنان (ع) با مخالفان خود كه با تمام جمود و تحجر و با تمام قدرت و لجاجت علیه حكومت او قیام كرده بودند، یعنی با باغیان و مجرمان سیاسی حكومتش آنچنان با بزرگواری و سعه‌صدر برخورد می‌كرد كه از حوصله بشر خارج است. به‌طوری كه شهید مطهری در این مورد می‌گوید: « امیر‌مؤمنان (ع) باخوارج در منتهی درجه آزادی و دموكراسی رفتار كرد… شاید این مقدار آزادی در دنیا بی‌سابقه باشد كه حكومتی با مخالفین خود تا این درجه با دموكراسی رفتار كرده باشد» (1)

استاد مطهری سپس نحوه برخورد و رفتار شاهكار‌علی (ع) با مخالفینش را توضیح می‌دهد. (2) مخالفان علی (ع) بسیار عنود و لجوج و سرسخت بودند بلوا و آشوب به پا می‌كردند و بیش از حد آزارش می‌دادند ولی آن بزرگوار احدی از آنها را ترور نكرد و یا دستور ترور و كشتن آنها را صادر نكرد و حتی ترور كننده جنگ افروز‌ترین دشمن خود را كه فرماندهی جنگ جمل را علیه او برعهده داشت، سرزنش نمود و وعده آتش جهنم به او داد (3) و احدی از مخالفین و منتقدان خود را دستگیر ‌و زندانی نساخت. بلكه یك شلاق حتی یك سیلی هم به آنها نزد.

مخالفین علی (ع) می‌آمدند، در برابر آن حاكم مقتدر، شجاع و نترس می‌ایستادند. در پیش یاران و عاشقانش با جرأت تمام و بی‌شرمانه و بی‌باكانه فحش و ناسزایش می‌گفتند، توهین و تكفیرش می‌كردند می‌گفتند یا علی تو كافر شده‌ای باید توبه كنی علی (ع) با استدلال و منطق پاسخشان می‌داد. توجیهشان می‌كرد تا آرام بگیرند و هدایت شوند ولی فایده‌ای نداشت، اما علی باز كار به كارشان نداشت، یاران و عاشقانش می‌خواستند آنها را بزنند، بكشند ولی آن بزرگوار جلوگیری می‌كرد (4) و نه تنها از ضرب ، مجازات و ترور ممانعت می‌كرد، بلكه حتی اجازه سب و ناسزاگویی هم به آنان نمی‌داد و می‌گفت من دوست ندارم یاران و دوستان من ناسزا‌گو باشند. دهن به بد‌گویی بگشایند. (5)

حقوقشان را از بیت‌المال قطع نكرد، از مساجد و مجامع اسلامی طردشان نكرد تا روزی كه شمشیر برداشتند و آشوب و بلوا به ‌پا كردند و كشت و كشتار به راه انداختند علی‌(ع) ازشروع جنگ خودداری ‌نمود، (6) و از هر طریق ممكن اتمام حجت ‌كرد تاجنگی اتفاق نیفتد (7) آنگاه كه همه راه‌حل‌های مسالمت آمیز را به روی خود بسته ‌دید، به‌ناچار شمشیر به‌دست گرفت تا غائله و آشوب را بخواباند، بعد از پیروزی و خواباندن آشوب هم همه را عفو كرد و رهایشان ساخت تا زندگی كنند(8) و اموالشان را به خودشان مسترد ‌نمود و از حكم ارتداد آن‌ها خود‌داری كرد و عملاً حكم اسلام را برایشان جاری ساخت. (9)

روش علی(ع) نه تنها در جرایم سیاسی بلكه در جرایم و گناهان عادی نیز همین‌طور بود. علی برای كسی با استدلال و توجیه، جرم و گناه ثابت نمی‌كرد. اثبات جرم در سنت و سیرت علی جایی نداشت. نه تنها اثبات جرم علیه كسی نمی‌كرد، حتی از ثبوت جرم هم تا حد امكان و هر مقدار كه راه داشت، جلوگیری می نمود.

امام علی نه تنها مجرمین و متهمین را به اعتراف و اقرار وادار نمی‌كرد، بلكه آنان را از اعتراف و اقرار به جرم برحذر می‌داشت و از شنیدن اقرار و اعترافات آنان خودداری می‌كرد تا جرم و گناه برایشان ثابت نشود و حكم خدا و مجازات برایشان متوجه نگردد و از اسلام شلاق نخورند، رنج و زندان نبینند. یعنی در واقع در ثبوت جرم و مجازت برای مردم، تسامح به خرج می داد و از اعتراف و ثبوت جرم و تحمل مجازات جلوگیری می‌نمود (10) ولی آنجا كه حد و تعریز ثابت می‌شد در اجرای آن كوچكترین اغماض و تسامح را روا نمی‌داشت.

مجرم هر‌كسی و در هر مقام و نسبتی بود، بدون تبعیض، بر اجرای حد و مجازات، پافشاری می‌كرد. تا حكم خدا را اجرا نكرده از پای نمی‌نشست یعنی سختگیری و حساسیت علی در مسأله جرم و جزا فقط در چهار مورد بود: 1.ظلم بر مردم 2.حقوق مردم ( حقوق خصوصی) 3. حیف و میل وخیانت در بیت المال 4.اجرای حدود بعد از ثبوت جرم و نه در اثبات جرم كه بخواهد جرم را در مورد كسی با تحلیل و استدلال و یا با اعتراف گرفتن به اثبات برساند، آنگاه او را مجازات كند.

نه اصلاً و هرگز!! این بود روش، سنت و سیرت علی(ع) كه در تاریخ زندگی او قطعی و كلمه به كلمه مستند است و اختلافی در میان تاریخ‌نگاران و سیره نویسان وجود ندارد.

پی نوشت ها:

1.    شهید مطهری، كتاب جاذبه و دافعه علی : 143
2.    شهید مطهری: كتاب جاذبه و دافعه علی(ع):‌ 144 و كتاب سیره ائمه اطهار(ع): 36 .
3.    احادیث عایشه ام المومنین : پاورقی : 164
4.    علی امیرمؤمنان (ع): « انما هوسّب بسبّب او عفو عن ذنب» شما حق ندارید او را بكشید و یا آزاری به او برسانید او یك ناسزا بمن داده پاسخ آن فقط یك ناسزا و یا عفو از یك گناه است !! (نهج‌البلاغه : حكمت 420)
5.    نهج البلاغه: خطبه 206= « انیّ اكره لكم ان تكونوا سبّا بین...» من خوش ندارم كه یاران و شیعیان من بددهن و فحاش باشند گرچه نسبت به دشمن !!
6.    تاریخ طبری: 4/53.
7.    احادیث عایشه ام المؤمنین نوشته علامه عسگری: 159، تحت عنوان «الاعذار قبل الحرب»‌ یعنی اقدامات پیشگیرانه و اتمام حجت‌ قبل از شروع جنگ به‌منظو جلوگیری از وقوع جنگ.
8.    احادیث عایشه ام المومنین: 181.
9.    همان مدرك.

10.    علی امیر مؤمنان علیه الّسلام در شنیدن اقرار متهمان گوش سنگینی می‌كرد و تشكیك می‌نمود و گاهی هم آن‌ها را از اقرار كردن منع می‌نمود و می‌فرمود: «ایعجز احدكم اذا قارف هذه‌الّسیئةّ ان یستر علی نفسه كما سترالله علیه؛» آیا نمی‌توانید گناهی كه مرتكب شده‌اید آن را فاش نسازید و به آن اقرار نكنید و روی آن را بپوشانید آن‌چنانكه خداوند پوشانده است؟! (من  لایحضره الفقیه:  



http://basij-20.blogfa.com/
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 17:19  توسط .  | 

منبع:راسخون-زن در اسلام

امام علي(ع) بعد از پيامبر اسلام(ص) دومين شخصيت جهان اسلام است كه از ويژگي هايي برخوردار است كه بيان همه‌ آن ها نياز به تدوين كتاب ها دارد. در اين جا به برخي از فضايل و يژگي هاي حضرت اشاره مي شود:


۱- ولادت در خانه خدا
يكي از ويژگي هاي امام آن است كه در خانه خدا متولد شده است. 1
حاكم نيشابوري مي نويسد: "اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب در خانه خدا به دنيا آمد و جز او مولودي در خانه خدا به دنيا نيامد. نه قبل از او و نه بعد از او، و اين به خاطر بزرگداشت مقام و جايگاه او بود افتخار نائل گرديد".2


2- پيشگام در اسلام
به اتفاق انديشمندان اسلامي و برخي از دانشمندان اهل سنت علي(ع) اولين كسي ـ از مردان ـ است كه اسلام آورد3 و اين يكي از فضايل مهم حضرت به حساب مي آيد؛ زيرا گرايش به اسلام در فضايي كه بت پرستي به اوج خود رسيده، فضيلت است. امام علي(ع) فرمود: "أنّا اوّل من أسلم مع النّبي؛ 4من اولين كسي هستم كه به پيامبر(ص) ايمان آوردم". همو فرمود: "در آن روزگار، خانه اي كه اسلام در آن راه يافته باشد نبود، جز خانه رسول خدا و خديجه و من نفر سوم بودم".5


3- شجاعت
يكي از ويژگي هاي مهم علي(ع) شجاعت او است. حماسه و حضور حضرت در جبهه هاي جنگ، مانند بدر6 و احد7 و احزاب و خيبر حكايت از شجاعت حضرت دارد. پيامبر اسلام(ص) خطاب به علي(ع) فرمود: "اي علي! اگر ايمان خلايق و اعمالشان را در كفه اي قرار دهند و عمل تو را در كفه ديگر، عمل تو بر همه مخلوقات برتري دارد. همانا خداوند بر عمل تو در روز احد به ملائكة مقرّبينش افتخار مي كند". " 8لافتي إلا علي، لا سيف إلا ذوالفقار"9 نشان از شجاعت علي(ع) دارد.


4- عدالت
يكي از ويژگي هاي مهم امام علي(ع) عدالت است. عدالت خواهي او موجب شده است كه آزادي خواهان جهان از او به عنوان الگوي عدالت ياد كنند. عدالت امام كه بيشتر در دوران حكومت بروز مي كند، در نحوه گزينش حكومت، تقسيم بيت المال۱۰ و حمايت از محرومان است. شيوه رفتار علي با برادرش عقيل و عزل معاويه از منصب قدرت حكايت از عدالت گرايي امام دارد.

5- زهد
ابن ابي الحديد معتزلي مي نويسد: "اما زهد علي(ع) در دنيا، او سرور و آقاي زاهدان است. هيچ گاه از غذايي سير نخورد و غذا و لباس از همه ساده تر بود".
امام علي(ع) داراي ويژگي هاي ديگر مانند: معنويت، قانون گرايي و ارزش مداري است.


پي نوشت ها:
 1.الغدير، ج 6، ص 22 – 29؛ اعيان الشيعه، ج 2، ص 7.  2. تاريخ بغداد، ج 4، ص 333.  3. الغدير، ج 6، ص 22.
4. همان،‌ ج 3، ص 238.  5. سيرة حلبي، ج 2، ص 382.  6. همان، ص 487. 7. ينابيع الموده، ج 1، ‌ص 64. 8. همان.
9. بحارالانوار،‌ج 20، ص 105.  10. نهج البلاغه، خطبة 15 و خط به 77 و 126. ۱۱. شرح ابن ابي الحديد، ج 1، ص 26.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 21:3  توسط .  | 

پدر طالقاني در مجلس خبرگان قانون اساسي صندلي خود را ترك كرده و بر زمين نشسته.

پدر طالقاني در مجلس خبرگان قانون اساسي صندلي خود را ترك كرده و بر زمين نشسته.

به همين مناسبت فرازهايي از سخنراني ايشان را كه در شب بيست و سوم ماه رمضان (22 مرداد 1358) در كاخ سعد آباد برگزار شده است در اينجا مي آورم. در انتها لينك مربوط به دانلود متن كامل سخنراني موجود است.

. . .بدترين و شوم ترين آثار است. چي؟ استبداد. استبداد خودسري، استبداد انسانها بر انسانها، استبداد يك حزب يا گروه بر توده هاي مردم، مقابل استبداد، آزادي!

. . . در اسلام، پيامبر خدا به گروندگانش مي فرمود اصحاب يعني رفقا، ولي چقدر فرق داشت آن رفيق با اين رفيق. آن رفيق دايره اي مي نشست كه مردمي كه وارد مي شدند، نمايندگاني كه از رم و ايران و كشورها مي آمدند تا اين مردي كه اين حركت و اين شور و اين انقلاب را برپا مي كند ببينند، از نزديك نمي شناختند، براي اينكه مجلسش صدر و ذيل نداشت، دنبالش كسي حركت نمي كرد، خانه اش مثل خانه تمام مدينه بود اينها هم رفيق مي گويند، يك رفيق در كاخهاي عظيم نشسته با صدها هزارها پاسدار و مامور، يك رفيق ديگر در ميان دخمه هاي كارخانه ها، و در زيرزمينهاي ذغال سنگ بسر مي برد. اين دو رفيق هيچوقت همديگر را نمي بينند.

همين پايه گذار اين كاخ، رضا خان وقتي شروع كرد اول از راه فريب مردم كه من مي خواهم به دين خدمت كنم، دين در معرض خطر است!

اين جمله اي كه از رسول خدا نقل مي كنند كه مي فرمود: «من اعان ظالما سلطه الله عليه» هر كه ظالمي را كمك كند خدا همان ظالم را بر او مسلط مي كند. . .اين معجزه است. در تمام تاريخ ما ديديم هر كسي نردبان ظالمي شد بعد بدست همان ظالم ضربه خورد. يكعده از علمايي كه گول خوردند و نردبان شدند طولي نكشيد كشته شدند، تبعيد شدند، خانه نشين هم شدند. بعد چهره واقعي اش را نشان داد.

قرآن مي گويد گول نخوريد «و هوالدالخصام» آن كسي كه وعده آب و نان فقط مي دهد دلسوز بشر نيست. آن كسي كه آزادي بشر را مي خواهد اوست كه طرفدار حيات و زندگي واقعي بشر است.

. . . انسان مي خواهد آزاد نفس بكشد. آزاد زندگي كند. . . .افرادي كه مي خواهند بر مردم مسلط شوند اول از راه وعده شكم، يعني انسان را اينقدر تنزل مي دهند، پايين مي آورند. فقط شكم، فقط شهوات . . .

انسان آزادي مي خواهد. انسان كرامت نفس مي خواهد. انسان مي خواهد راهش باز باشد. تنفس كند.. الدالخصام ها، آنهايي كه خودشانرا طرفدار مردم مي دانند و سوگند ياد مي كنند. يشهد الله علي مافي قلبه. اينها همينطوري كه از اين نردبان بالا رفته اند، جاي پايشان را سفت كرده اند آنوقت يك رضاشاهي از كار در مي آيند.بهمه چيز مي تازند. نه به زندگي مردم رحم مي كنند نه به حيات مردم نه به آزادي مردم.

منبع وبلاگ مهاجر

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 10:3  توسط .  |